اسدی چطور اسدی شد...
نقش دکتر محمد رضا شمس اردکانی و وزارت تعاون و مسئولین ستاد آجا در وقوع کلاهبرداری هزار میلیاردی بنام تعاونی کذایی غذا و دارو...
و مهمتر از همه اسدی چطور سلطان اسدی شد...
اسدی هم دقیقا همچون امثال شهرام جزایری ها که با خریدارین مسئولین طمعکار و فاسد ، شهرام جزایری شد به مقام سللطانی رسید...
در مقاله روبرو جهت روشن شدن مطلب برای همه شکات محترم پرونده موشکافانه به شرح شرح این مسئله از ابتدا تا انتها میپردازیم و اینکه چطور در سیستم قضایی نا کارآمد فعلی دانه درشتها و ریشه فساد و تبهکاری نادیده گرفته میشود و علت تمام چراها و همه فسادها و مشکلات کشور نیز ریشه در همین نحوه رسیدگی نادرست دستگاه قضا دارد که باید از طریق پیگیری در مجلس شورای اسلامی و تصویب قوانین در آینده این مشکل که اکنون به بحرانی در کشور تبدیل گردیده است ، به صورت ریشه ای برطرف گردد ...
اسدی چطور اسدی شد؟؟؟ ....
اسدی فقط یه دامپزشک بود البته میگفت هستم ولی احتمال زیاد اونم یه دروغ مثل بقیه دروغهاش بود.
اسدی اگر هم دامپزشک باشه بنظرتون چطور میتونه با دو واحد خونه ای که داشت، وارد بازار سفارش و ارائه مسکن بشه ...
اسدی چطور میتونست سریعترا در این بازار به منافع کلان برسه ...
اسدی بفکر سرمایه گذاری در ملک افتاده بود اما ساخت و ساز خیلی زحمت داشت ...
اسدی این بود که، بفکر دلالی و تهیه عرضه افتاد اما فقط مشکل این بود که پول نداشت ...
اسدی فقط دو هزار میلیارد پول با خر پول شدن و یک عمر پادشاهی بی دردسر فاصله داشت ...
اسدی بفکر سرکیسه کردن مردم افتاد ....
اسدی گفت بهترین راه تاسیس تعاونی مسکن و گرفتن پول از مردم به بهانه عرضه واحد هست چون خیلیها از تعاونی خوردن بردن و وزارت تعاون هم فقط با پول شرکت رو ثبت میکنه و دیگه نظارت هم برای وزارت تعاون معنا نداره و هر وقت هم مردم صداشون در بیاد وزارت با تمام قوت همه چیز رو انکار و ماله کشی میکنه ... یه جور که انگار نه انگار ...
این یه موقعیت عالی و یه فرصت طلایی برای فرصت طلب و سو استفاده گر بود...
اما بزودی مردم بسراغش میرفتن و یقشو میگرفتن و واحد هاشون رو میخواستن ... و به زندان می افتاد ...
پس دو تا فکر اساسی کرد
اول اینکه کاری کنه که حالا حالا ها مردم سراغ خونه و واحد و پولشون رو نگیرن ...
اسدی بعدش بفکر افتاد که خب بجای ارائه واحد به 500 نفر به 1000 نفر واحد میارائهم اما بصورت اقساطی تا خریداریارها، سالها قسط هم پرداخت کنن...
اینطوری هم اسدی پول مورد نظر، گیرش میومد ...
هم مردم تا خاتمه اقساط صداشون در نمیومد ...
اسدی چطور میتونست به این تعداد بالا در مدت کوتاه چند ساله واحد بعرضهه و همه پولارو یکجا بالا بکشه.
اسدی به فکر روی هم ریختن با آقازاده ها و مسئولین طماع و فرصت طلب افتاد که فقط کافی بود، اسدی رو در مجموعه و ارگان تحت نفوذ خود معرفی کنن و درصد و سهم خودشون رو از قرارداد ارائه واحد بگیرن، و بعلت عدم وجود قانون سفت و سخت در این موارد و ضعف قانون در ایران، به لحاظ قانونی هم مسئولیتی متوجه اون شخص (مثل خانم توران سلطانی در مجموعه معاونت غذا و دارو و امیر حسن سیفی در ستاد ارتش و آقای شهبازی در تیپ 65 نیرو ویژه نوهد و آقای نویدی و فنی مهندسی ارتش در تعاونی هجرتی بهداشت درمان ارتش آقای علوی در نهاد ریاست جمهوری و غیره ... که در صورت عدم مطابقت با واقع نامبردگان ضمن تماس و پیام میتوانند واقعیت ماجرا را اطلاع رسانی نمایند تا تصحییح گردد) فقط بابت معرفی و تایید یک شخص در ارگان یا مجموعه های مربوطه نمیشد و هم اینکه درصد خوبی از عرضه هر واحد نصیبشون میشد ...
این هم یه موقعیت عالی برای یه آدم فرصت طلب و طماع بود. فقط کافی بود به واسطه اعتبار و سابقه ای که در مجموعه خودشون داشتن ( پرسنل اونها رو بعنوان یک فرد با سابقه و قدیمی میشناختن ) اسدی رو تایید و معرفی کنن و پرسنل رو ترغیب و تشویق به سفارش واحد کنند و اطمینان بدن که واحدها تحویل خواهد شد.
اسدی برای جلب نظر این افراد بانفوذ ، واحد های اونها و بچه هاشون رو هم با پول مردم میتهیه و تحویل میداد...
بعدا هر اتفاقی هم که می افتاد دیگه به اونها مربوط نبود ... فقط میگفتن سرماهم کلاه رفته... مافقط اطلاع رسانی کردیم ... حتی اگه لازم شد با چن تا قطره اشک سر و ته قضیه رو هم میاوردن ... البته به اونجا نمیرسید...
اسدی باید فکری میکرد برای خریداریارانی که مشکوک بودن یا واحدشون رو میخواستن ...
اسدی فکرشو کرده بود، اگر هم زمانی مردم سراغ واحدشون رو میگرفتن، فقط کافی بود بگه هنوز همه اقساط رو پرداخت نکردید بعد از پرداخت اقساط واحد حتما تحویل میشه یا توی نوبت هستید و ...
البته بعد از سه سال سری اول خریداریاران تسویه میکردن و دیگه بهانه ای نبود،
اسدی فکر کرد به بهانه تنظیم سند یکی دوسال هم میشه اینها رو الاف کرد و تقریبا 5 سال از فرصت سرمایه گذاری پول مردم ، در سفارش و ارائه ملک نهایت استفاده رو میبرد
اسدی اگه نیاز به زمان بیشتر داشت چکار باید میکرد؟ ، با تحویل یکی دو واحد ، صدای بقیه رو خفه میکرد ، هم اینکه همین تحویل یکی دو واحد رو تبلیغ میکرد و با دیدن تحویل یک واحد به یکی از سفارشاران ، صد نفر دیگه ترغیب به خریداری واحد از اسدی میشدن و البته پول بیشتری هم نصیبش میشد ...
اسدی از بی اطلاعی خریداریاران سو استفاده میکرد ، چون سفارشاران نمیدونستن تعداد سفارشاران چند نفر هست ، بنابر این فکر میکردن اگه به یک نفر واحد تحویل بشه حتما به اونها هم تحویل میشه و اسدی به همین علت هرگز یک سایت یا پیج اطلاع رسانی مناسب برای اطلاع رسانی به اینهمه خریداریار نداشت تا نگرانی اونها رو برطرف کنه ...
البته این اواخر اسدی حتی یک واحد هم تحویل نمیداد ... چون بعضیها دوستل بود تسویه کرده بودن اما خبری از واحد نبود ... احتمالا به یک فرار شتابان و بدون اشکال فکر میکرد ...
اسدی باید فکری هم برای روز مبادا میکرد که اگه وضعیت پیچیده شد و شکایتی شد و زندانی شد ، از قبل فکرشو کرده باشه ،،، و آن شد که نباید میشد و سگ هم رفیق گرگ شد...
اسدی فقط یه دامپزشک ساده بود، چطور میتونست تعاونی مسکنی تاسیس کنه که تعداد بالایی واحد بفروشرسانیه و مردم بیان قرارداد ببندند و واحد بخرن نه یکی نه دوتا بلکه هزاران تا ...
اسدی شاید اگه هنر میکرد و خیلی تلاش میکرد فقط مجوز تعاونی مسکن دامپزشکی میگرفت که با اون مجوز هم فقط نهایتا طویله ازش میخریدارین نه مسکن ...
اسدی دست به دامن ملکه سلطانی شد...
سلطانی از افراد با سابقه قدیمی و شناخته شده بین کارکنان غذا دارو بود و با رئیس معاونت وقت در سالهای 84 تا 90 بنام دکتر محمد رضا شمس اردکانی صحبت میکند و با رایزنی که انجام میدهد، موفق میشود موافقت او را جلب نموده و مجوز تاسیس تعاونی مسکن بنام معاونت غذا و دارو را برای اسدی دریافت نماید و به همین راحتی بزرگترین کلاهبرداریها شکل میگیرد ... در حالی که بعد صدور مجوز در صورت شکایت کارکنان و احراز تخلف باید از این شرکت شکایت میشد و مجوز ایشان باطل میشد تا هر زمان توسط مراجعه کنندگان وضعیت فعالیت و اعتبار این شرکت از وزارت تعاون استعلام گرفته شود ، ابطال مجوز آن براحتی مشخص و معلوم شود.. اما معاونت هم کوتاهی کرد و درواقع مرتکب ترک فعل شد ...
ایشون مجوز تاسیس این تعاونی مسکن غذا و دارو را داخل معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی تهران از رییس معاونت غذا و دارو برای اسدی گرفت
اسدی هم با سرعتا به وزارت تعاون رفت و شرکت تعاونی مسکن رو بنام معاونت غذا دارو ثبت کرد و پروانه فعالیت دریافت کرد، بدون اینکه وزارت تعاون نظارتی در ادامه فعالیت این شرکت تعاونی بر روی آن داشته باشند و فقط با دریافت پول، پروانه برای شرکت ها صادر میکنند ، دریغ از اینکه مردم به این شرکتها بابت ثبت بودنشان در وزارت تعاون اطمینان خواهند کرد ...
اسدی پس از عدم تحویل واحد به پرسنل معاونت غذا و دارو که غیر از کلاهبرداری نبوده مورد اعتراض واقع میشه و معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی تهران پیگیری نمیکنه تا در صورت احراز تخلف ، مجوز اسدی و تعاونی رو که به نام غذا و دارو بوده ابطال کنه و در وزارت تعاون هم پروانه این شرکت ابطال و شرکت تعاونی تا اطلاع ثانوی از فعالیت منع بشه تا هر تهیهاری که از ثبت شرکتها استعلام میکنه متوجه لغو و ابطال و غیر فعال بودن شرکت مذکور بشه و با اونها قرارداد امضا نکند.
اسدی که مهر و پروانه غذادارو رو بنامش بود دیگه با این اعتبار، محدودیتی در فعالیت برای خودش احساس نمیکرد و از این به بعد در سال 1392 با اعتبار مهر و پروانه تعاونی مسکن معاونت غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی تهران در مکانی خارج و دور از معاونت غذا دارو ولی به نام غذا و دارو آغاز به فعالیت میکند.
جالب اینکه هنوز هم تا تاریخ آذر ماه 1402، این شرکت در پاسخ استعلام از ثبت شرکتها و وزارت تعاون همچنان فعال می باشد.
اسدی به فکر قرارداد با شرکتها موسسات ارگانها و مجموعه ها افتاد که با وعده سر خرمن پرسنل رو سر کیسه کنه اما چطوری؟
اسدی اگر قراردادی با رؤسای مجموعه های فوق میبست که فقط او را به عنوان یک عرضهنده معتبر واحد مسکونی به پرسنل معرفی کنند، مشکل عدم اعتماد مردم به اسدی حل میشد و پرسنل هم غافل از اینکه مسئول بالادستی همه اونها رو فروخته، به خاطر اعتماد اشتباهی که به اداره و مسئولین بالاتر از خود داشتند ، احتمالا به تایید و معرفی آنها اعتماد میکردند و برای سفارش واحد قرارداد بسته و پول پرداخت میکردند و به این وسیله اسدی به هدف خود میرسید.
اسدی به مسئولین بالادستی پیشنهاد درصدی از سهم عرضه رو قرارداد واحدها رو میداد، که ظاهرا مبلغ قابل توجهی بوده که با این سرعت و عجله اسدی رو بدون گرفتن هیچگونه ضمانت معتبری به پرسنل و مجموعه خود، تایید و معرفی میکردند...
اسدی با مسئولین مجموعه های زیادی ارتباط گرفته و اونها رو سفارشه بود و اونها هم به طمع درصدی که از سهم ارائه قرارداد واحد ها نصیبشان میشد همه پرسنل مجموعه را به اسدی میفروختند ...
سیفی یکی از اونهاست که هم نفوذ زیادی در مجموعه خود داشت هم افراد بیشتری بهش اعتماد داشتن به خاطر همین افراد بیشتری رو هم فروخت و بدبخت کرد...
در نهایت ، غفلت و عدم نظارت نهادهای نظارتی و حاکمیتی و عدم الزام به رعایت و عمل به قانون از طرف مسئولین مربوطه موجب ایجاد اسدی و اسدی ها شده است ... و الا اسدی چیزی نبود ...
چن تا مسئول بی کفایت و بی اهمیت به قانون موجب ایجاد گرفتاری برای هزاران نفر شدند ... و در عوض خودشان پول خوبی به جیب زدند ...
اسدی فقط یکی از میلیونها اختلاسگریه که جیب مردم رو هم، مثل جیب خودش میدونه و برای مردم حقی قائل نیست و البته خودشو از مردم طلبکار هم میدونه ...
اسدی اگه مسئولی که حاضر به ارائه مردم بشه رو پیدا نمیکرد هرگز اسدی نمیشد ...
حالا سر اینهمه آدم کلاه رفته و سرمایه یه عمر زحمتشون به باد رفته ، آدمایی که از قشار ضعیف ، محروم و کم درآمد جامعه هستند و همه این گند و فساد ها رو رئیس وقت معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی تهران دکتر محمد رضا شمس اردکانی و چند نفر از کارکنان معاونت غذا و دارو بوجود آوردن اما الان دارن بخوبی و خوشی به زندگی نکبت بارشون ادامه میدن و وزارت تعاون هم به مجوز دادن هاش ادامه میده و سیفی هم کثیف تر از همه فقط به گرفتن درصد خودش فک میکنه ...
یکی از نزدیکان اسدی در جلسه ای با حضور وکیل و چندین نفر از اعضای شکات وقتی پرسیدم سهم کسانی که دیگران رو برای قرارداد به شرکت معرفی میکردند چه قدر بوده ؟ ایشون صادقانه گفتن، 30 درصد !!! بعد شما فک میکنی این قضیه از اولش کلاهبرداری نبوده و اونایی که شما بهشون میگید دلال و واسطه از کلاهبرداری خبر نداشتن ؟ !!!
اطلاع رسانی 09101801295
برچسب:
نویسنده: یونا جعفرینژاد